تبليغاتX
همراه مخملی
یکشنبه بیست و سوم دی 1386
سلام دوستای نازنینم نمی دونید تو این مدت با خوندن کامنتاتون چقدر روحیه گرفتم آخه خیلی اوضاع روحی خوبی ندارم هر چی هم که خودم و سر گرم می کنم فایده نداره و همین که برای لحظه ای برای خودم باشم پر می شم از غصه و نگرانی
راستش این مدت که نبودم سرم حسابی شلوغ بود صبحها میرم برای بی بی سیتری و این نی نی ه یه برادر 7 ساله داره که اول دبستان و بعد که اون میاد میشم معلم خصوصی اون بچهه و بعد هم که کارم تموم شد و بر می گردم خونه کار ادمینستریتوری رو باید انجام بدم و در ضمن چون به شدت دلم می خواست که حتما درس بخونم و دلم واقعا برای درس خوندن تنگ شده بود رفتم و برای امتحان ورودی کالج ثبت نام کردم که 21 فوریه هست امتحان آلمانی و ریاضی باید بدم و با اینکه رشته دانشگاهیم ریاضی بوده اما چون چند ساله از درس دور بودم همه چیز یادم رفته و علاوه بر آلمانی باید ریاضی هم کار کنم خلاصه که برنامم  انقدر فشرده شده که دیگه خودم هم نمی فهمم کی روز و شب میشه تا کوچکترین فرصتی پیدا می کنم باید درس بخونم توی مترو موقع آشپزی وقتی نی نی خوابه و.........
راستی 3 شنبه وقت دارم برای اون مرکز نازایی امیدوارم اینا بتونن یه کمکی بهم بکنن که دلم بدجور به درد اومده و صبرم تموم شده
دوستای نازنینم من به همتون سر میزنم و سعی می کنم کامنت هم بزارم اگه وقت کنم اما همیشه می خونمتون و در شادی و غمتون شریک هستم
بازم ممنونم که این مدت من و فراموش نکردید و بهم امید دادید
برای همه شما دوستای نازنینم شادی و سلامتی و پیروزی آرزومندم


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:47  توسط ونوس  | 

سه شنبه یازدهم دی 1386
سلام دوستای نازنینم
این چند روز خیلی گرفتار بودم و هنوزم گرفتاری ادامه داره وقت نوشتن ندارم اما خیلی زود می نویسم 2-3 روز دیگه من و فراموش نکنید ااااااااا
قربون همگی
فعلا بای

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:5  توسط ونوس  | 

شنبه یکم دی 1386
1-در مورد اون شغل بیبی سیتری که گفتم خوشبختانه سریع یکی پیدا شد که ایرانی هم هست و یه پسر 11 ماهه داره که دقیقا مثل هلو میمونه یه خنده هایی می کنه که دل آدم میره دیروز رفتم و قرارداد نوشتم و قرار شد که هر روز برم البته یه توضیح بدم که اون کار اینترنتی من سر جاشه ولی عصرا بهش میرسم یعنی الان بنده دوشغله تشریف دارم

2- اینجا یه رسمی هست تو همه موسسات وابسته به دانشگاه که شب 20 سپتامبر جشن کریسمس می گیرن و هر کدوم هم یه سری مراسم مخصوص خودشون دارن مثلا موسسه مخمل اینا اینجوریه که غیر از این که خودشون غذا سفارش میدن میگن اونایی که از کشورای دیگه هستن می تونن اگه خواستن یه غذای سنتی کشورشون و بیارن در همین راستا منم این دلمه کلم خوشمزه رو درست کردم و دیگه اینکه هر کی باید یه کادو ببره بعد میزارن تو یه جعبه و بعد جعبه رو بر می دارن دور میزنن به هر کی یه دونه کادو می دن مخمل که یه جاشمعی دوتایی خیلی خوشگل برد و یه ست خودکار و خودنویس (تی...کام) و یه دونه از این وسایل حالت دکوری که برای جای مشروب هست که البته یه شیشه مشروب هم توش بوده که مخمل مشروب رو میده و به جاش اون ست خودکار رو می گیره

3- چند روز پیش توسط یکی از دوستانم متوجه شدم یه مرکز نازایی تو مرکز شهرمون و خیلی نزدیک هست که به همه امکانات مجهزه و کارشون کاملا تخصصی هست بعد زنگ زدم و وقت گرفتم که البته همه چیزو براش توضیح دادم تا بهم وقت داد فرداش دیدم یه عالمه فرم و جزوه پست کردن برامون که بخونیم و فرمهارو هم پر کنیم و روز موعود با خودمون ببریم و البته نوشته روز اول 2 ساعت طول میکشه معاینه کامل و پرسش و پاسخ

4-انقدر تو دلم فحش به این دکترای آلمانی دادم که خدا میدونه یکیشون به من نگفت همچین جایی هم هست تازه دوستم به طور اتفاقی تو مجله خونده بود که همچین جایی هم هست و به من خبر داد

5- بدترین خبر اینکه تو همین کتابی که از طرف این مرکز نازایی اومده نوشته هر مشکلی در زمینه ناباروری چه جوری درمان میشه و متاسفانه در مورد اندومتریوز نوشته فقطIVF یعنی امید دیگه ای نداشته باشید

6- شب یلدا هم رفتیم بازار کریسمس که هم چند تا عکس برای غزال جون و جیلی بیلی جونم بزارم اینجا که ببینن چه خبره و در ضمن بنده دوباره صاحب یه پالتو پوست شیک شدم

این یکی

دومیش

اینم سومیش


7- راستی حتما عکس اون نی نی که باید نگهداریش کنم رو براتون میزارم دفعه بعد

8- یه چیز عجیبی که دیشب دیدم این بود که برف نمی اومدا ولی همه درختا سفید و خوشگل شدن حالا چه جوریشو من نمیدونم ولی الان تا شما اینو بخونید من عکساشو میزارم براتون


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:46  توسط ونوس  |