1- به سلامتی بالاخره 4 تا تیر و تخته تو خونه ما هم نو شد و آماده استقبال از سال نوی میلادی هستیم من ازهمه شما دوستان عزیز دعوت می کنم برای سال نو تشریف بیارید منزل ما گرچه کوچیکه ولی یه ذره صمیمی بشینیم هممون جا میشیم
2- تو زبان آلمانی همه چیز به 3 دسته مرد ،زن و بچه تقسیم میشه و هر کدوم یه حرف تعریف مخصوص داره که در کنارش حتما باید استفاده بشه یعنی برای مذکر(der) برای مونث (die) و برای بچه (das) هست مثلا شما فکر می کنید ایران تو کدوم دسته قرار می گیره ؟ خوب جالبه براتون عرض کنم که ایران رو مذکر فرض کردن و der iran میگن اما با این گندایی که داره بالا میاره فعلا مرد نیست که هیچی از زنم کمتره فکر کنم به زودی یه تجدید نظری در این زمینه انجام بدن آلمانیا
3- انقدر هوا سرد شده که وقتی میرم بیرون بر می گردم خونه تا یه 1 ساعتی یخم باز نمیشه و باید همینجوری بلرزم و چیزای گرم بخورم تا حالم جا بیاد
4- من به این نتیجه رسیدم کسایی که آدمای موفقی هستن توی زندگی و توی وبلاگاشون هم این موضوع به وضوح نمایان هست اونوقت سریع دشمن وبلاگی پیدا می کنن چون بعضیا هستن که چشم دیدن خوشبختی و موفقیت دیگران و ندارن پس ای کسانی که دشمن وبلاگی دارید بدانید که خیلی خوشبختید و چشم حسودارو بدجور کور کردید ما که از این شانسا!!!!!!!!! نداریم یعنی هنوز به اون درجه از موفقیت نرسیدیم که *ون بعضیا بیسوزه
5- در راستای بند 1 یعنی بازسازی خونه دیروز رفته بودم پیش یکی از دوستای ایرانیم که متوجه شدم حامله هست اما چون 2 بار بچه هاش توی شکمش مردن خیلی نگران بود و اصلا احساس خوبی نداشت و مضطرب بود از شما دوستای عزیزم خواهش می کنم براش دعا کنید این دفعه مشکلی براش پیش نیاد
6- یه آگهی درست کردم می خوام (تاگز موتا) بشم یعنی از نی نی دیگران تو خونه خودم نگهداری کنم روزی چند ساعت چون اینجوری هم اون عشق و علاقه ای که به بچه دارم و واقعا باید یه جوری یه جایی خالیش کنم وگرنه فکر کنم به زودی به مرز جنون برسم تا یه حدی تعدیل میشه و هم یه درآمدی دارم برای خودم خواهم داشت
7- دیشب که از درد دل و کمر مثل مار به خودم می پیچیدم و عربده میزدم فهمیدم که دارم در کنار یکی از فرشته های خدا زندگی می کنم چنان با محبت چای نبات دهانم می گذاشت و با دست گرم و بزرگش نوازشم می کرد و اشکام و پاک می کرد که نفهمیدم کی و چه جوری درد از بدنم رفت و خوابم برد خدایا شکرت